ابراهيم اصلاح عربانى
34
كتاب گيلان ( فارسى )
مورخان يونانى نيز شرح زندگانى و وقايع دوران پادشاهى او را به تفصيل ذكر كردهاند . وى كه در سال 358 قبل از ميلاد مسيح بر تخت سلطنت نشست مردى ستمكار و خونريز بود . اين پادشاه در دوران سلطنت خود توانست سرزمينها و ممالك بسيار از جمله فنيقيه ، آسياى صغير ، مصر و سرزمين كادوسيان يا گيلان را به تسخير خويش درآورد . نخستين گام اردشير سوم در راه فرونشاندن شورشها و تسلط بر سرزمينهاى مختلف به سوى گيلان بود . او تصميم داشت ناكامى پدر خود اردشير دوم را در نبرد با كادوسيان جبران نمايد . بدينجهت با سپاهى عظيم و تجهيزاتى كامل متوجه آنان شد . مورخان يونانى نظير ديودور ، ژوستن ، كنت كورث و آريان در آثار خود چگونگى جنگ بين سپاه اردشير سوم و جنگجويان كادوسى را شرح داده خاطرنشان كردهاند كه داريوش ( كدمان ) ، يكى از نوادگان داريوش دوم ، در اين جنگ شجاعت و دلاورى بسيار از خود نشان داد و بر يكى از جنگجويان كادوسى كه ، كسى را ياراى مقابله با او نبود غلبه يافت . ديودور مورخ يونانى در مورد اين حادثه مىنويسد : « شخصى از كادوسيها ، كه از حيث زورمندى و دلاورى معروف بود ، مبارز طلبيد و كسى از سپاه ايران جرئت نكرد به جنگ او رود . در اين موقع داريوش اسب خود را تاخت و با او مبارزه كرده وى را كشت . اردشير را اين كار او چندان خوش آمد كه هداياى بزرگ به وى داد و او را دليرترين پارسى خواند . » « 77 » ژوستن مورخ ديگر يونانى نيز برخورد داريوش كدمان را با جنگجوى كادوسى به همينترتيب نقل كرده مىنويسد اردشير سوم داريوش را در ازاى اين خدمت به ولايت هردو ارمنستان منصوب كرد . برخى از مورخان پيروزى اردشير سوم را بر كادوسيان نتيجه دلاوريهاى اين شاهزاده دانستهاند . مؤلف كتاب ايران باستان در مورد تسلط اين پادشاه بر سرزمينها و ممالك مختلف مىنويسد : « بر اثر فرونشاندن شورشهاى فنيقيه و آسياى صغير و تسخير مصر ، پادشاهان دستنشانده و شاهزادگان به جاى خود نشستند و ايالات شمالى و شرقى ايران مانند ايالات درياى خزر و هند ، كه در نتيجه سلطنت طولانى اردشير دوم به واسطهء بىقيدى او مستقل شده بودند ، حالا به واسطهء فتوحات اردشير و سختيهايى كه مىكرد و با بودن شخصى مانند باگواس خواجه ، كه زمام امور را به دست داشت ، قوت مركز را حس كردند و كارهاى ايران مىرفت كه روبراه شود . . . قوت ارادهء اردشير سوم و كفايت و كاردانى باگواس خواجه و منتور آرامشى به ممالك تابعه ايران مىداد . » « 78 » اردشير سوم بر اثر زهرى كه باگواس خواجه به او خورانيد كشته شد . نولدكه محقق معروف در كتاب تتبعات تاريخى ، پيروزيهاى اردشير سوم را مورد ستايش قرار داده مىنويسد : بعد از داريوش اول او از دودمان هخامنشى يگانه شاهى بود كه از لشكركشيهاى بزرگ با پيروزى بيرون آمد . به نظر ما فوت او در اين موقع حساس براى پارس فقدانى بزرگ بشمار مىآيد . بعد از اردشير سوم فرزندش آرسس به پادشاهى رسيد ولى سلطنتش بيش از سه سال دوام نيافت و او نيز مانند پدرش با زهر باگواس خواجه كشته شد . پس از وى داريوش سوم ( كدمان ) از نوادگان داريوش دوم بر تخت پادشاهى نشست . در دوران سلطنت او اسكندر مقدونى به ايران حمله كرد . كادوسيان با آنكه در نبرد با اردشير سوم شكست خوردند استقلال كامل خود را از دست ندادند . بعد از نبرد با اردشير سوم اطلاع دقيقى از وضع آنان در دست نيست اما به طورىكه از نوشته مورخان يونان برمىآيد كادوسيان متحد يا مطيع دربار پارس شده و هنگام سلطنت داريوش سوم در جنگ با اسكندر شركت مؤثر داشتند . يكى از معروفترين جنگهاى اسكندر با ايران نبرد اربيل يا گوگمل است كه پيكارى سرنوشتساز بود . در اين نبرد ساكنان كنارههاى خزر يعنى گيلان ، مازندران و گرگان جزو گروههاى جنگجو بودند . مؤلف ايران باستان از قول آريان مورخ يونانى مىنويسد سوارهاى پارتى ، گرگانى و تپورى تحت فرماندهى « فراتافرن » و ماديها ، كادوسيان و ساكهسينيان ( سكاهاى حدود چين ) زير فرمان آثروپات مىجنگيدند . كنت كورث مورخ ديگر يونانى نيز نوشته است كادوسيان به همراهى جنگجويان ارمنستان ، كاپادوكيان ، سوريه و ماديها جناح راست جبهه جنگ ايران را تشكيل مىدادند . بر طبق آمارى كه بعضى از مورخان يونانى مانند پلوتارك ، آريان و ديودور دادهاند تعداد سپاهيان ايران به يك ميليون تا يك ميليون و چهارصد هزار نفر مىرسيده است . اما چنين ارقامى اغراقآميز به نظر مىرسد . شايد صحيحترين آمار مربوط به كنت كورث باشد كه از همه كمتر است . او تعداد پيادهنظام ايران را دويست هزار و سوارهنظام را چهل و پنج هزار نفر ذكر مىكند . كادوسيها در جنگ اربيل يا گوگمل نقش حساسى را ايفا كردند . هنگامى كه جنگ به مراحل حساس خود رسيده بود مازه يكى از سرداران سپاه ايران گروهى از سوارهنظام ممتاز را ، كه مركب از دو هزار كادوسى و هزار سكايى بود برگزيد و به آنها فرمان داد جناح چپ دشمن را دور زده به اردوگاه مقدونيها حمله برند و باروبنه آنان را تصرف نمايند . فرمان او بلافاصله اجرا شد . سكاها باروبنه مقدونيها را غارت كردند . اين حادثه باعث اخلال در اردوى مقدونيه گرديد و اسيرانى كه در آنجا بودند به كمك مهاجمين آمدند . بر اثر حوادثى چند ، كه شرح آن در اين مختصر نمىگنجد ، سپاه داريوش در نبرد اربيل شكست يافت و اسكندر به پيروزى رسيد . داريوش سوم از پايتخت خود متوارى شد و به يارى گروهى از سپاهيان به جنگهاى پراكنده پرداخت . هنگامىكه اسكندر در تعقيب داريوش به همدان رسيد به « پارمنيون » ، بهترين سردار خود ، فرمان داد از طريق ولايت كادوسيان يعنى گيلان به گرگان برود و خود نيز در تعقيب داريوش به سوى گرگان و خراسان پيش رفت . در همين هنگام بود كه داريوش سوم به دست دو تن از سرداران خيانتكار خود كشته شد و جنگ به پايان رسيد اما برخى از ممالك و ولايات كه مطيع يا متحد آخرين پادشاهان هخامنشى بودند نظير كادوس و تپورستان يعنى گيلان و مازندران و سرزمينهاى تحت اشغال آماردها ( مردها ) در كنارههاى خزر همچنان داعيه استقلال داشتند و تن به قبول تسلط
--> ( 77 ) . ايران باستان ، حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) ، انتشارات دنياى كتاب ، چاپ دوم ، 1362 ، جلد دوم ، صفحه 1189 . ( 78 ) . ايران باستان ، حسن پيرنيا ، مشير الدوله ، انتشارات دنياى كتاب ، چاپ دوم ، 1362 ، جلد دوم ، صفحه 1181 و 1182 .